از شعار تا عمل
12/10/2017 | دیگران

    جالبیت   |  

4.7

5/


ارزیاب کنندګان:3

نویسنده : عمر خالد
بعد از روی کار آمدن نظام جدید به حمایت جامعه جهانی و در رأس آن امریکا، مبالغ زیادی از کمک‎ها-به تبلیغ بعضی شعارها- به منظور اصلاح جامعه اختصاص داده شد. این شعارها از دیوارهای جاده‎ها شروع تا رسانه‎های صوتی و تصویری و به صورت سیمینارها و کنفرانس‎ها ارایه شده و هنوز هم ادامه دارند. این‎که چه مبالغی هزینه تولید و پخش شعارها می‎شوند معلوم نیست؛ اما باید دید که به این شعارها چقدر عمل شده است؟
باید گفت: شعار دادن امروز به یک رسم بدون عمل تبدیل شده است. هر زمانی‎که به افراد و اشخاص بر خورد می‎کنیم، یا به تماشای رسانه‎ها و شبکه‎های مجازی می‎نشینیم، سر تا پا شعارشان حرف‎هایی است که به نحوی اغواء‎گر و فریبنده بوده، جنبه عملی شدن‎اش بسیار کم و در حد شعار باقی می‎ماند. واقعیت این است که شعار و تولید آن بخشی از ترفند نظام‎های دموکراتیک برای گرفتن مشروعیت بوده و غیر از آن، دیگر هیچ کارآیی ندارد؛ اگرچه ترتیب دهنده‎گان این نظریه معتقد به اصلاح تدریجی جامعه بدین طریق می‎باشند؛ اما همان قول‎شان هم غلط ثابت شده است؛ زیرا با وجود چنین حجمی از شعار و تبلیغات، وضعیت روزبه‎روز خراب‎تر شده است.
درین‎جا اگر خواسته باشیم، عمل کرد حاکمان و دولت‎مردان افغانستان را بعد از شعارهای پر آب و تاب‎شان مورد بررسی قرار دهیم، هیچ برابری با هم نداشته و ندارند، تنها مقصد عوام‎فریبی مردم را با ترفندهای خاص داشته-که در این امر مؤفق هم بوده‎اند- و متضرر اصلی کسانی بوده‎اند که فریب این اغواء‎گری‎های رهبران را خورده‎اند.
تجربه شانزده ساله تطبیق نظام دموکراسی-سرمایه‎داری مبین آن است که با شعارهای پر زرق و برق و خارج از توان نمی‎شود به آن جنبه عملی داد و تنها یک شعار خشک و خالی به‎جا می‎ماند. رهبران منفعت‎طلب افغانستان تنها در یک نقطه‎ی زمانی خاص، خوب بلد هستند تا شعارهای مزه‎دار سر دهند و بالای شانه‎های مردم سوار شده، آرای مفتی جهت رسیدن به‎قدرت را به‎دست آورده و به محض تأمین اهداف پلیدشان، همه چیز به باد فراموشی سپرده شده و انگار حرفی وجود نداشته است.
اگر خواسته باشیم از شعار تا عملکرد رهبران حکومت وحدت‎ملی را مورد غور قرار دهیم، در خواهیم یافت که از روز شعارهای انتخاباتی‎شان تا رسیدن به چوکی قدرت، تفاوت آن بین زمین تا آسمان است. مثلاً: آقای اشرف غنی شعارش مبارزه با فساد، حاکمیت قانون و بر قراری عدالت به صورت یک‎سان و بلاء استثنای تعصبات قومی، سمتی و زبانی بود؛ در حالی‎که دیده می‎شود، وی نتوانست به شعارهای خود جنبه عملی ببخشد، غیرجانب‎دارانه و بدون در نظر گرفتن استثناء عمل کند؛ بلکه تنها قدرت خویش را به یک طیف خاص و خودش منحصر کرد و اکثر رقیبان سیاسی خویش را به اشکال مختلف به انزوا کشانده و جنگ‎های قومی و فرقه‎ای را میان‎شان شعله‎ور ساخت.
دیگر این که در ابتداء شعارهای همه کاندیدان این بود که ما در سفره‎های شما تغییر می‎آوریم و برای جوانان زمینه کاری را فراهم می‎کنیم تا دیگر نیازی مهاجرت به اروپا، امریکا و کشورهای همسایه نباشد. در صورتی‎که دیده می‎شود کدام تغییر مثبتی در حالت و زندگی مردم نیامده است؛ بلکه همان لقمه‎ی نان را هم از ایشان گرفته، حالت اسف‎بار و مرگ تدریجی را به زندگی مردم فراهم کرده است، که این حالت باعث یأس و ناامیدی مردم، به خصوص جوانان گردیده و هیچ دلگرمی برای ادامه زندگی‎شان نمانده است.
تاریخ و جریان‎های سیاسی، ثابت ساخته اند که در پیش اکثر افراد از شعار تا عمل فاصله‎های زیادی وجود دارد و تنها چیزی‎که برای‎شان مهم و قابل اهمیت است و از آن به آسانی نمی‎گذرند، تأمین منافع شخصی‎شان بوده که حاضرند همه‎ی مردم قربانی خواسته‎های‎شان گردند. آن‎چه‎که امروزه سبب حال و احوال فعلی ما گردیده است، همین عدم تعهدی است که تنها شعار دادن را یاد گرفته ایم، تا این‎که عمل‎گرا باشیم و به شعارهای خالی از رسیدن به عمل اکتفاء می‎کنیم.


    جالبیت  
|  

4.7

5/


ارزیاب کنندګان:3



   ارسال نظر